سيد محمد باقر برقعى
725
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
در هواى شيدائى سر به خاك مىسودم * داغ مهر رندى را مىزدم به پيشانى كهكشان نورى بود آن شب و نگاه من * چون ستاره بارانى با دو چشم بارانى باغ مهربانى زلال جارى چشمت هميشه دريايى است * بلور باغ نگاهت بسى تماشايى است تو با ستاره شب چون شكوفه مىآيى * بمان به باغ خيالم كه در شكوفايى است تو در مقام رفيع لطيف معراجى * حديث عشق تو گفتن عروج رؤيايى است تو ليليا نه به هرجا كه مىكشى دامن * جنون به باور مجنون كمال زيبايى است بيار آيتى از باغ مهربانىها * بخوان كه خستهدلى در حرير تنهايى است